• منو
  • بنابر این پیشوایان دینی ما به پیروانشان دستور داده اند که اگر در وضو یا در نماز و غیره گرفتار وسواس و دودلی شدند و پیوسته در صحت و بطلان آنها دچار شک و شبهه گشتند به تردید و شک خود اعتنایی نکنند.

    به گزارش گلستان ما به نقل از طنین یاس، روزی حضرت علی علیه السلام، حسن بصری را در کنار جوی آبی دید که برای نماز وضو می گیرد و چون وسواس داشت آب بسیاری بر اعضا وضو می ریخت.

    علی علیه السلام فرمود: ای لفتی وضویت را آن طوری که خدا واجب کرده و پیامبرش مستحب قرار داده، انجام بده و از ریختن آب زیاد اجتناب کن.

    حسن بصری گفت: خونی که امیرالمؤمنین از مسلمانان در میدان های جنگ و صحنه های کارزار ریخته ار این بیشتر است.

    علی علیه السلام فرمود: آیا این عمل تو را غمگین و افسرده کرده؟ گفت: بلی.

    فرمود: خداوند حزن و اندوهت را همیشگی کند.

    ایوب سجستانی گوید: پس از این جریان، حسن بصری را همیشه دلتنگ و اندوهناک می دیدم گویا که از دفن نزدیکان خود برگشته است، سبب آن را از او پرسیدم و گفتم: چرا این چنین افسرده و غمین هستی؟ گفت: نفرین مرد صالح و نیکوکاری درباره من مستجاب شده.

    لفتی در زبان نبطی شیطان را می گویند، مادر حسن بصری او را با این اسم نامیده بود، ولیکن در دوران کودکی آن را ترک و با این نام صدایش نمی کرد، از این رو هیچ کس او را به این نام نمی شناخت تا آنکه علی علیه السلام او را با این نام خواند.

    وسواس و دودلی یک نوع بیماری روحی و روانی است که شیطان مطرود به وسیله تولید وسوسه و پندارهای بد در یک موضوع به خصوص و یا در موضوعات گوناگون در دل انسان به وجود می آورد و ذهنش را مشوش می سازد و او را در عبادت و در اوامر مذهبی به ویژه در طهارت و نجاست و پاکی و ناپاکی دچار شک و شبهه می نمایند.

    از این رو مثلا لباس نجسی را پنجاه بار می شوید ولی خیال می کند، پاک نشده یا کلمه ای از نماز را پنجاه بار تکرار می کند اما گمان می برد مطابق تجوید نبوده و یا بارها در آب غوطه می خورد ولیکن فکر می کند که از تماس لازم به جای نیامده همیشه در کارهایش شک و تردید می کند و سرگردان می ماند و هرگز یقین نمی کند.

    این بیماری نخست از ناحیه وضو پیدا می شود، اگر انسان فهمید که این تردید و شک و شبهه ها به وسیله اغوا کردن شیطان و نفس است که به صورت پند و اندرز و انجام دادن کار خیر به او القا کرده و در دلش می افکند به فکر علاج و چاره جویی می افتد و طبق دستورات رهبران اسلامی که پزشکان روح و روانند رفتار نموده و وسواس و سرگردانی را از خویش برطرف می سازد و خود را از بدبختی هر دو جهان نجات می دهد وگرنه شیطان وسوسه انگیز به عنوان ارشاد و هدایت او را به افکار و اندیشه های بد و فاسد تحریک و بر انجام کارهای ناپسند وادار می سازد.

    اعاظم و بزرگان شیعه امامیه در کتاب هیا فقه پس از اتفاق بر خوب نبودن وسواس در آیین مقدس اسلام ( زیرا موجب اختلال نظام و باعث هرج و مرج وسلب تلف کردن اوقات گران بها می شود، چنان که آشکارا می بینیم) بحث کرده اند که :

    آیا اجرای عملی و انجام کاری بر طبق وسوسه شرعا حرام است یا نه؟ عمده ای فتوا به حرمت و جمعی فتوا به جواز آن داده اند ولیکن هر دو گروه اتفاق دارند که اگر وسواس باعث نقصان نماز یا تأخیر آن از وقت خودش باشد یا موجب از بین بردن واجب دیگری گردد یا سبب اختلال نظام یا عامل هلاکت و بدبختی و امثال و نظایر اینها از کارهای نامشروع شود، حرام است.

    اگر وسوسه و دودلی صاحبش را به انجام همه این امور حرام و نامشروع وادار نسازد بدون تردید او را به بعضی از این ها وادار خواهد ساخت، یکی از وسواس ها می گفت:

    یک ساعت پیش از صبح کنار رود بزرگی برای غسل کردن آمد و پس از غروب از غسل فارغ شد!

    همچنین از یک وسواس عامی نقل شده که او ریش خود را می تراشید تا آنکه آب به پوست صورتش برسد، زیرا معتقد بود که ریش اگر چه خفیف و سبک هم باشد، مانع از رسیدن آب به بشره می شود.

    از همه عجیب تر آنکه از یک وسواس دیگری نقل شده که در پشت بام دست خود ر ا پاک می کرد و آب آن به زمین خانه می ریخت با این حال یقین کرد قطره ای از آن آب که از دستش به زمین ریخت از زمین جست و به گردنش پاشید!

    بسیار روشن است که این گونه افکار نادرست و پندارهای بد را شیطان در دل انسان می افکند و به وسیله القای این نوع وسوسه و دغدغه ها می خواهد او را در هر دو جهان بیچاره و بدبخت سازد، از این رو رهبران دینی ما کسی را که به تحریکات شیطانی اعتنا می کند و ترتیب اثر می دهد، عاقل و خردمند نمی دانند.

    بنابر این پیشوایان دینی ما به پیروانشان دستور داده اند که اگر در وضو یا در نماز و غیره گرفتار وسواس و دودلی شدند و پیوسته در صحت و بطلان آنها دچار شک و شبهه گشتند به تردید و شک خود اعتنایی نکنند و بگویند که اعمالشان را صحیح و درست انجام داده اند، زیرا در این صورت شیطان از آنان دست می کشد چون دماغش به خاک مالیده می شود.

    زراره و ابوبصیر هر دو می گویند: به امام علیه السلام عرض کردیم، مردی بسیار در نمازش شک می کند به حدی که نمی داند چند رکعت خوانده و چند رکعت از آن باقی مانده است، فرمود: دوباره نمازش را بخواند، گفتیم: شک و تردید بسیار بر او رخ می دهد هر وقت نمازش را اعاده می کند باز دودل است و شک و تردید دارد، فرمود: نمازش را تمام کند و به شک خود توجهی ننماید. سپس افزود: شیطان را با شکستن نماز و باطل کردن آن به نفس خود عادت ندهید تا او را به طمع اندازید، زیرا شیطان بدجنس و بداندیش است و به آنچه عادت داده شده، خو می گیرد.

    بر هر یکی از شما لازم است تمازش را با حال شک و تردید ادامه دهد و نمازش را زیاد نشکند و به هم نزند، چون اگر نمازگزار چند بار این چنین رفتار کند دچار تردید و دودلی نگردد. زاره گفت: امام علیه السلام فرمود: شیطان شریر و ناجنس می خواهد از او اطاعت شود هنگامی مورد عصیان و نافرمانی قرار گرفت دیگر به سراغ شما نخواهد آمد.

    انتهای پیام/

    نوشتن دیدگاه

    توجه!

    گلستان ما نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
    لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمییابند.
    اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می شوند


    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    آرشیو

    روز : ماه : سال :

    پربحث ترین ها

    هدایت به بالای صفحه