فعال فرهنگی اجتماعی گلستانی نوشت : در کل سلبریتیها مظهر غربزدگی ونیست انگاری اند؛ انها نه تنها غربی بلکه خودشان هم نیستند.خیلی ها ازبیرون به انها به عنوان الگو ویک انسان پیروز وخوشبخت نگاه میکنند که گاهی درتنهایی حس همذات پنداری به آنان دست می دهد.

به گزارش گلستان ما ؛ حسین پایین محلی طی یادداشتی نوشت : یکی از متفکران غربی درجایی گفته بود نقشی که اسطوره های یونانی در کوه المپ داشتند امروز به هنرپیشه های هالیوود (وسلبرتی ها) واگذار شده.

چندسال پیش که جنگ نابرابرانه رژیم صهیونیستی با مردم مظلوم غزه رخ داده بود درکمال ناباوری برخی هنرپیشه های شناخته شده هالیوود در دفاع از رژیم تمامیت خواه فلسطین اشغالی بیانیه دادند!!!!

این مسئله از چند جهت مهم بود جهت اول اینکه کدام وجدان بیداری از ظالم حمایت میکند ، مسئله بعدی اینکه درجهانی که معنا تاریخیت خود را از دست داده چگونه این سلبریتیها دراین مسئله ورود پیداکردند؟!

پاسخ چندان ثقیل هم نبود.اولا در جهانی که به نسبیت تقلیل یافته انها از دریچه نگاهی که به انان زاویه دید داده قضاوت کردند.انان حاصل جهان غربند.حاصل عقلانیت ابزاری غربی.دوم اینکه انها در هالیوود هستند هالیوود جهان رابه تصویر وخبر تقلیل داده واین انسانهای هالیوودی سخنگوی عالم خود وساحت تاریخی مدرنیته اند.برای انها ارزش این است.

اما این به همینجاخاتمه پیدانمیکند.مسی از رژیم تمامیت خواه وادمکش اسرائیل حمایت میکند.ایضا دالایی لاما.اما این یک طرف قضیه هست.کریستین رونالدونیز به حمایت تمام قد از فلسطین پرداخت.راجر واترز نیز چفیه بر دوش انداخت وبه فلسطین رفت.نوام چامسکی نیز به نقد تند رژیم اشغالگر فلسطین پرداخت.گویی شاهد یک تکثر شدیم. والبته دراین تکثر یک فضای حاکم هم وجود دارد که در تلاش است فضای جهانی و وطنی رابه سمت خاصی جهت دهد.اینگونه است که در جنگ غزه سیلور استالونه،رابرت دنیرو، ارنولد، جنیفرلوپز، انجولیاجولی،و.... در یک جهت موضعگیری خاصی را رسانه ای میکنند.

اما در ایران و در بعداز انقلاب سلبریتیسم چگونه بوده وهست؟

درکشور ما موج سلبریتیسم بیشتر از دهه ۷۰ به بعد که شاهد رشد رسانه ها بودیم نمود داشته است.این پدیده در دهه ۸۰ بیشترشد ودر دهه ۹۰ تقریبا فراگیرشده ، کلمه سلبریتی به چهره یا شخصیت معروف اطلاق میشود که عمدتا در حوزه هنر(موسیقی،سینما،)،ورزش و....اطلاق میشود.

درایران این کلمه بیشتر درباب هنرپیشه های سینما(نه الزاما هنرمندان)وبعضا خوانندگان وورشکاران(بیشتر فوتبالیستها) راشامل میشود.تقریبا از یک دهه پیش که اینترنت در دسترس همه قرار گرفت وشبکه های اجتماعی اعم از وبلاگ،سایت تا شبکه های اجتماعی فراگیر تر در گوشیهای اندرویدی همه هستی مان را فراگرفتند شاهد گفتارها ورفتارهای عجیب سلبریتی ها بودیم.

دراینجا به چند نفر از این سلبریتیها اشاره میکنیم وبعد به رفتار شناسی انها پرداخته می شود.

کلیپی که محسن افشانی در ان از سلاح گرم وسرد استفاده کرد،مصاحبه جنجالی مهناز افشار،کشف حجاب ستاره اسکندری در ترکیه و حمایت لیلی رشیدی در ادامه همان حرکت،حمایت امیر جعفری از پدیده اقا زادگی،حمایت بهاره رهنما از یک تروریست،حمایت حامد بهداد از جاسوسان محیط زیست،نقاشی های جعلی تهمینه میلانی،مواضع فمینیستی باران کوثری و ترانه علیدوستی،مد شدن ریحانه پارسا،حمایت از سکس در سینما توسط فاطمه معتمد اریا وگلشیفته فراهانی،بغل گرفتن یکی از داوران سینمایی در جشنواره خارجی توسط لیلی حاتمی،تبلیغ برای موسسات بیوتروریستی اروپایی توسط بهرام رادان در قالب موضوعات فرعی،سفر رامبد جوان به همراه همسرش نگار جواهریان برای گرفتن گرین کارت جهت تولد فرزند وکشف حجاب نگار جواهریان،حمایت اناهیتاهمتی از تروریستهای اعدامی،تبلیغ سگ بازی توسط گلزار ،کلیپ جنجالی فرهاد مجیدی در تقابل با مامور راهنمایی و رانندگی ورفتار بیرانوند با مامور در استادیوم ،کشف حجاب واقامت در ترکیه و......تنها نمونه هایی از این رفتارشناسیهای سلبریتیها قلمداد میشود.

546

البته این موارد موضعگیریها ورفتارهای مغایر با ارزشهای فرهنگی وهنجارهای اجتماعی مابود وهستند سلبریتیهایی که کارهای مثبت میکنند.مثل موضعگیری علی رام درباب جنگ یمن،موضعگیری علی نوری در باب مدافعان حرم،موضعگیری شهاب حسینی در اهدای جایزه خود به مسجد جمکران که در ادامه به بررسی این پدیده در حد بضاعت خواهیم پرداخت.

درسطور ابتدایی این نوشتار چند عامل در رفتارشناسی سلبریتیهای غربی ذکر شد که همگی حاصل زیست جهان تاریخی انان محسوب میشد.به عبارتی کنشگری انها محصول جهانی است که دران زیسته اند.به همین دلیل بسیاری از سلبریتیهای غربی از منافع ملی،و ارزشهای غربی نه تنها دفاع میکنند بلکه ترویج هم میدهند چراکه به دنبال جهانی کردن ان نظام ارزشی اند.انجاهم هنرمندان ازادیخواهی هستند که بعضا با نظام جهانی مخالفند و حر وارگی خود را در دفاع از حق نشان می دهند.نمونه بارز ان واکنشهایی بود که چندی پیش مارلن براندو نسبت به نفوذ یهودیها در سینما نشان داد.

اما در ایران چه؟ایا در اینجا ارزشی نیست؟ایا نظام هنجاری واحدی در تاریخ وجامعه ما وجود ندارد؟ایا تکثرگرایی حاد حاکم است؟ایا زیست جهان سلبریتیها همان زندگی عموم مردم است؟ایا سلبریتیها درست میگویند؟اصلا ایا همه سلبریتیها یک چیز میگویند؟ پس چرابین کنش سلبریتیهای ما با غرب تفاوت زیاد وحتی گاها تضاد وجود دارد؟

2284004

طبیعتا همه سلبریتیهای های ما بد نیستندحتی انانکه بعضا رفتارهای نابه جا دارند ممکن است اتفاقی باشد وعامدانه صورت نگیرد وماهم در زندگی شخصی قصور داریم اما به دلیل دسترسی شبکه های اجتماعی مورد توجه افکار عمومی قرار میگیرند وازسویی سطح انتظارات نیز از انان متفاوت است.لذا نقد وبررسی ما شامل همه نمیشود.

سبک زندگی امریکایی مقوله ای است که حدود ۲ دهه در ایران توسط برخی متفکران وطنی طرح شده واز دیگر سو توسط جریانات غربزده به شکل عملی در صدد ترویج وتبلیغ ان هستند.سبکی که حاصلی جز فردگرایی، اکنون زدگی،لذت گرایی،منفعت طلبی ندارد.به عبارتی ریشه در همان اندیشه مدرن که انسان راحیوان هوشمند معرفی میکند.انسان گرگ انسان!اما ما دراین مقال درصدد نقد انسان شناسی مدرن نیستیم لذا تنها باذکر برخی خصایص در سلبریتیها به رفتارشناسی وتیپ شناسی انها اشاره میکنیم.

عمدتا سلبریتیها از زندگی مشترک عاجزند.چون خودخواه هستند.کارشان یابه طلاق میکشد یامجردند ویا درصورت شریک زندگی باخیلیها هم زمان هستند!اینها نسبت به مرگ انسانها بیتفاوتند ولی برای حیوانات غش میکنند!قوانین زندگی اجتماعی وقانون رانادیده میگیرند ولی ادعای حمایت از محیط زیست میکنند.

از هیچ اظهار نظری در هیچ موضوعی ابایی ندارند.شدید سیاست زده هستند.یعنی حتی هواکه گرم میشود حاکمیت رامقصر می دانند.گاهی درایام انتخابات از جریانات سیاسی پول میگیرند ولی ادعای ازاد اندیشی میکنند.بسیار واقعیت گریزند.پیش جنگیر هامی روند ولی مدعی مبارزه باخرافه گرایی دارند.همیشه حاشیه هایشان براصل زندگیشان سوار است.موج افرینند وموج سوار.

دم از وطن میزنند اما اکثریت پولشان را در کشورهای متخاصم صرف عیاشی میکنند.شعار ایران وطنم راسرمیدهند اما اقامت وتبعه امریکا وکانادا دارند.مدام به عربها حمله میکنند اما از صلح میگویند.مدام درباب اعراب توهین میکنند اما از هجوم مغولان وافغان وسلوکیان وانگلیسیها هیچ نمیگویند.شعار دموکراسی سر میدهند اما با مافیای اقتصادی وعاملین کودتاها درارتباط اند.

به بهانه کمک به سیل زده ها شماره حساب میدهند اما پول رابه جیب میزنند. محرم وماه رمضان میگویند پول رابه فقرابدهید اما میلیاردی درانتالیاهزینه میکنند.

در کل سلبریتیها مظهر غربزدگی ونیست انگاری اند؛ انها نه تنها غربی بلکه خودشان هم نیستند.خیلی ها ازبیرون به انها به عنوان الگو ویک انسان پیروز وخوشبخت نگاه میکنند که گاهی درتنهایی حس همذات پنداری به انان دست می دهد.اینان بااینکه بزرگ شده جمهوری اسلامی اند ودر سیستم تبلیغاتی رسانه ای بزرگ شدند مدام ادای اپوزسیون را در می اورند.

ایکاش نهادهای فرهنگی اینقدر این کوتوله ها رایک شبه تبدیل به غول هنر نمیکرد.ظاهرااین ماجرا سالهاست که ادامه دارد.مثل بزرگ کردن محسن مخملباف....ارگانهای نظارتی ورسانه ای باید از پیش امدن وقایعی اینچنینی ممانعت کنند ویا درصورت تکرار چاره ای برای ابن قبح زدایی ها کنند.

با امید به اینکه سلبریتیهای ما وطنی بیاندیشند و وطنی عمل کنند.

انتهای پیام /