فعال سیاسی استان گلستان در یادداشتی نوشت: امروز کسی که در بطن و متن امور هست بهوضوح میتواند ترمیدور بخشی از چپ التقاطی در استان گلستان را با منزوی کردن جناح انقلاب و مردم مشاهده کند.
گلستان ما-حسن بیارجمندی: سال ۱۳۹۲یکی از مقامات اجرایی در اظهارنظری عمومی اعلان نمود که ما میبایست به سال ۱۳۵۷ برگردیم و سهم هر یک از گروهکهای سیاسی را بدهیم! این حرف هر چند بازتاب عمومی نیافت اما نقل است که یکی از مقامات یک نهاد در دیدار با یکی از مقامات عالی از این اظهار نظر و تبعات مهندسی شده آن ابراز نگرانی نموده بودند.
این مقطع، نقطه آغازین مهندسی ترمیدور کشور به بهمن ماه سال ۱۳۵۷ و مهندسی معکوس منفی سهیم نمودن گروهکهای التقاطی چپ و راست روشنفکری و عناصر سیاسی و اداری وابسته به آنان(انقلاب علیه انقلاب) آنان است که بعد از ۴سال در اردیبهشت سال ۱۳۹۶ با فعالسازی گسلهای جغرافیایی، اعتقادی، قومی و سیاسی؛ تصویری از اولین مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری با تحرک گروهکهای یاد شده را ترسیم میکند که جامعه آماری رایدهندگان مقیم خارج از کشور و وابستگیهای گروهکی آنان، خود حامل پیام خاص و معناداری است و دقیقاً در خرداد سال ۱۳۹۶ تحت موضوع دهه شصت و... مورد هشدار رهبر معظم انقلاب قرار میگیرد.
آنچه همگان در آشوبهای پاییز ۱۴۰۱ بوضوح مشاهده نمودند و با تمام وجود دهه شصت و تحرکات داخلی و خارجی گروهکهای ضد انقلاب و حامی ساکت و یا تشویقکننده آنان در کف شبکه خیابانها و کف شبکههای اجتماعی دیدند؛ یک هدف اصلی آنان در آن عملیات مهندسی جهت ترمیدور چپ التقاطی در تعامل با راست روشنفکری تحت تاکتیک فشار از پایین و چانه زنی از بالا با فتح سنگر به سنگر و عمق دادن آن به یک دهه سیاسی دیگر(۱۴۰۷_۱۴۱۷) است و نامه سال ۱۳۶۹ که رهبر معظم انقلاب اخیراً بدان استناد نمودند نیز به مبدا چنین حرکت نرم و خزندهای اشاره دارد.
استان گلستان کنونی بهعنوان یکی از خاستگاههای نفوذ فردی و جمعی جریان چپ التقاطی و ائتلافی با راست روشنفکری؛ از این پروژه عملیات مهندسی مستثنی نیست و امروز کسی که در بطن و متن امور هست بهوضوح میتواند ترمیدور بخشی از چپ التقاطی در استان گلستان را با منزوی کردن جناح انقلاب و مردم مشاهده کند.
افراد بسیاری در چند ماه گذشته در مورد وقایع اخیر و تصویری که از بعض مدیران و مرتبطین ظاهر و پنهان آنها ارائه میشود؛ از من بسیار سؤال میکنند. به تجربه مطالعه تاریخی دهه شصت گرگان از یک طرف و پایش و رصدی که در یک دهه اخیر صورت گرفته است؛ خطر نفوذ فردی و جمعی آسانسوری این جماعت و وابستگان آنان را در نظام اداری و اجرایی استان از آشوبهای فریبنده کف خیابان عدهای معدود و احساساتی و فاقد تحلیل و برنامه بیشتر و خطرناکتر میدانم.
به جرات میگویم هر کس اطلاع دقیقی از دهه شصت گرگان و جریانشناسی درستی از تحرکات و شبکهسازیهای این جریان التقاطی نداشته باشد؛ نمی تواند درک درستی از میدان امسال و سالهای پیش رو و قواعد بازی آن ارائه نماید! بالاخص این که چطور و چگونه بعضی افراد با گرو کشیهای پشت پردهای رشد آسانسوری پیدا میکنند! ؟ و وقتی بررسی میکنی به یک حلقه پرنفوذ، مستحکم و استتار شدهی در سایه میرسی که در حال بازسازی لایه به لایه شبکه جریان چپ التقاطی و راست روشنفکری است! و وقتی بیشتر بررسی و تامل میکنی! به یک هندسه نوظهور از یک قدرت سیاسی اقتصادی در گرگان و گلستان برای فتح قدرت اجتماعی و فرهنگی فراگیر میرسی که همگان فقط مثل کوه یخ؛ تنها رأس آن را میبینند و با تعجب میپرسند؛ چرا کار و حرکت انقلابی در فلان جا و فلان جا متوقف است و اقدامی انجام نمیشود! ؟ و اینکه اصلاً جناح انقلاب و مردم مورد نظر آیت الله رئیسی در گلستان کجاست؟ برای شفافیت بیشتر خواهم نوشت.
انتهای پیام/4202
© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.
نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد