شهید دروهی از شهدای هشت سال دفاع مقدس است. او در طول شانزده ماهی که بهعنوان سرباز از خاک کشورش دفاع میکرد رشادتهای فراوانی از خود به جا گذاشت.
شهید قوچ، از شهدای هشت سال دفاع مقدس است. از طریق لشکر ۸۱ زرهی باختران به جبهه اعزام گشت و پس از مجاهدتهای فراوان به فیض شهادت نایل گشت.
خواهر شهید «عبدالله بیانی» نقل میکند: «برادرم تنها شش ماه از ازدواجش گذشته بود وقتی از او خواستم از رفتن به جبهه منصرف شود در جوابم گفت: «نه باید بروم و از دین اسلام دفاع کنم».
شهید رحیمی با توجه به مشکلات اقتصادی خانواده به زحمت دیپلم گرفت و با استعداد خوبی که داشت در دانشسرای تربیت معلم گرگان قبول شد و به تحصیل ادامه داد، بعد از چند بار رفتن به جبهه شربت شهادت نوشید.
شهید مصطفی امینی در دوران انقلاب نقش بسیار موثری در راهپیماییها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی داشت و با امت حزبالله همگام بود.
شهید ابراهیم فخار دانشآموز بود که عازم جبهههای حق علیه باطل شد، او پس از ۳۸ روز جهاد در جبهههای حق به فیض شهادت نایل شد.
مادر شهید «محسن عربامیری» نقل میکند: «پسرم به عکس گرفتن علاقه زیادی داشت وقتی به او میگفتیم چرا آنقدر عکس میگیری میگفت: میخواهم به جبهه بروم و این را میدانم دیگر به خانه باز نمیگردم.»
شهید سلیمان الیاسی در وصیتنامهاش نوشت: ای مردم همچنان که از خون شهیدان انقلاب اسلامی به ما پیام رسید به راهشان ادامه دهیم نباید بگذاریم که خون مقدسشان پایمال شود.
همرزم شهید غفور رضوی نقل میکند: «آن زمان که دشمن به این آبوخاک حمله کرد، غفور به ندای رهبر لبیک گفت و برای دفاع از این آبوخاک، راهی جبهههای حق شد تا جانش را با خدای خود معامله کند.»
شهید «عزیزالله قربانی» در نامهای به پسر دایی خود مینویسد: «یک شب یکی از همرزمانم چند بعثی را با یک آفتابه غافلگیر کرد، خلاصه ابراهیم جان، بعثیها از سایه خودشان میترسند.»
© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.